جمعه 12 شهریور 1389

اندر تعریف شعر 1

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :شعر و شاعری ،

یا هو

نام تو، رازی نوشته بر پر پروانه‌هاست

        شعر چیست و شاعری چگونه است؟

        مدتها به دنبال پاسخ این سؤال بودم تا بهترین جواب را در نوشته‌ای از شاعر مرحوم قیصر امین‌پور یافتم و اینک آن را به خوانندگان وبلاگم تقدیم می‌کنم.

* * * * *

        پنج پرسش بی‌پاسخ

        دوست عزیز و ناشناس! پس از عرض سلام، بار دیگر سؤال‌هایی را که در نامة خود طرح کرده بودید، مرور می‌کنم و پیش خودم می‌گویم شاید صورت مسأله را درست متوجه نشده‌ام که در جواب آن درمانده‌ام:

        1. شعر چیست؟

        2. نخستین شعر را چه کسی سروده است؟

        3. نقطه‌ی شروع شعر شما در چه زمانی بوده است؟

        4. در لحظه‌ی سرودن شعر چه احساسی دارید؟

        5. شاعر و نویسنده به چه کسی می‌گویند؟ و آیا در نویسندگی و سرودن باید همة قواعد فنّی مثل دستور زبان را رعایت کرد؟

        دوست عزیز، باور کنید هر چند سؤال‌های شما ظاهراً ساده و تکراری است و بارها و بارها در گوشه و کنار با آنها روبرو شده‌ایم و حتی ممکن است دیگران بسیار بار به آنها پاسخ داده باشند، اما پاسخ دادن به آنها - دست کم برای من - اگر ممتنع نباشد، سهل هم نیست.

        اگر چه از زمان ورود به دبستان و حتی پیشتر از آن، از زمان ورود به مکتبخانه‌ی روستا تا حالا که سالهاست هر ساله و هر نیم‌ساله و حتی ثلث و ربع، چندین امتحان شفاهی و کتبی و فردی و جمعی را از سر گذرانده‌ام و می‌دانید که شب امتحان ما هم چه شب دراز باشد، شب قدر شاگردان تنبل، که طولانی‌تر از هزار شب است؛ ولی اعتراف می‌کنم که در طول تمام این سالیان، سر جلسه‌ی هیچ امتحانی اینقدر دست و دلم نلرزیده است و اینقدر گیج و هراسان زیرچشمی به برگة بغل‌دستی‌ام نگاه نکرده‌ام و کفش نفر جلویی را از زیر صندلی له نکرده‌ام و اینقدر گوش‌هایم سرخ نشده است و اینقدر ته خودکارم را نجویده‌ام و سرم را نخارانده‌ام و خلاصه بقیّه‌ی مناسک شریفه‌ی تقلّب را اینقدر منظّم رعایت نکرده‌ام، از سعی بین صفا و مروه در صفحه‌ی سفید کاغذ گرفته تا هروله‌ی نگاه بر ورقه‌ی بغل‌دستی و رمی تیر در تاریکی و لعن شیطان رجیم و ... .

        مشکل این است که در این امتحان اگر چه امکان تقلّب و رونویسی هم هست ولی به هر برگه‌ای که نگاه می‌کنم، جواب درست را پیدا نمی‌کنم. از برگه‌ی منظّم و خط‌کشی شده‌ی ارسطو و افراد پشت سرش گرفته تا همه‌ی برگه‌های درهم و برهم و پر از خط خوردگی افرادی که در ردیف جلوی من نشسته‌اند. حکایت آنها همان حکایت فیل اندر خانه‌ی تاریک است.

        شاید بد نباشد طبق معمول تقصیر را به گردن دیگران بیاندازیم و بگوییم اصلاً این چه سؤال‌هایی است؟ این هم شد امتحان؟ ولی بالاخره نمی‌شود ورقه را سفید سفید تحویل داد. پس بهتر است برای اینکه بتوانیم باری به هر جهت جوابی بدهیم، اصلاً قضیّه‌ی امتحان را فراموش کنیم و نامه‌ی شما را هم فقط یک نامه‌ی دوستانه بدانیم که می‌توان خیلی خودمانی و دوستانه به آن جواب داد. شاید اینطوری بتوانیم راحت‌تر جواب بدهیم و می‌دانی که تا حالا هم هیچ‌وقت سابقه نداشته است که کسی به یک نامه‌ی دوستانه نمره بدهد و یا ایراد دستوری و انشائی از آن بگیرد.

ادامه دارد ...

منبع: تایپ شده توسط «چامه‌ای از نور» از کتاب:

گزینه اشعار، مرحوم قیصر امین‌پور، انتشارات مروارید، تهران: 1386، چاپ دوازدهم، ص 9 - 11


برچسب ها: قیصر امین پور ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic