سه شنبه 23 شهریور 1389

اندر تعریف شعر 6

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :شعر و شاعری ،

یا هو

نام تو، رازی نوشته بر پر پروانه‌هاست

آنچه گذشت: اندر تعریف شعر 5

        4- در لحظه‌ی سرودن شعر چه احساسی دارید؟

        این سؤال هم از آن سؤالهاست. ما که چندان اهل منطق و برهان نیستیم ولی به نظر می‌رسد که نوعی تکرار در این سؤال دور می‌زند. چطور؟ این طور که می‌شود سؤال را اینگونه بیان کنیم: «وقتی که شما احساس می‌کنید که دچار احساسی شدید شده‌اید، چه احساسی دارید؟»

        چرا که شعر، یعنی احساس، یعنی دریافت، یعین احساسِ احساس. و شعر یعنی حضور، یعنی غیبت. حضور در خویش، ظهور در خویش و غیبت از خویش.

        با کدام علم حصولی و حضوری می‌توان حضور در خویش و غیبت از خویش را دریافت؟

        آدم برای اینکه احساسی داشته باشد باید شدیداً با خودش نزدیک باشد یعنی اصلاً با خودش یکی باشد، یعنی خودش باشد. و برای اینکه بداند در آن لحظه چه احساسی دارد، باید خودش نباشد و از خودش دور باشد، تا از بالا به خود نگاه بکند. خودش را در دوردست خودش ببیند که نشسته است دارد شعر می‌گوید و آنقدر از دور به خودش خیره شود تا بفهمد که هنگام داشتن آن احساس، چه احساسی دارد. یعنی در عین حال هم باید خودش باشد و هم نباید خودش باشد. و این هم به قول استدلالیان تناقض است.

        درست مثل کسی که می‌خواهد کیفیت خواب دیدن خودش را ببیند. برای اینکه خواب ببیند، باید خواب باشد و در عین حال برای اینکه خوب دیدنِ خود را ببیند، باید بیدار باشد.

        یا مثل کسی که می‌خواهد ببیند تاریکی چیست و برای دیدن تاریکی، چراغی روشن کند. روشن کردن چراغ همان و فرار تاریکی همان! یا به قول مولوی همچون سایه‌ای که عاشق دیدار آفتاب است ولی وقتی که آفتاب بیاید دیگر سایه‌ای در میان نیست:

سایــه‌هایی کـه بـود جویـای نــور

نیست گردد چون کند نورش ظهور

        و حکایت همان پشه‌ای است که از دست باد، شکایت به سلیمان برد و چون سلیمان باد را به دادگاه احضار کرد، پشه در دم ناپدید شد و گفت:

او چو آمد من کجا یابم قرار

کـو بـرآرد از نهـاد من دمـار

        و به راستی یک تکه سنگ چه احساسی دارد هنگامی که شقایقی وحشی از زیر پایش سر می‌زند و از ترک خوردگی دل سنگ بر می‌دمد؟

        هیچ! شاید تنها حس کند که چند روز است دستی مبهم کف پایش را می‌خاراند و یا سرانگشتی نرم و موهوم پهلوی او را غلغلک میدهد!

        و شما چه پاسخ می‌دهید اگر در امتحانی با این سؤال روبه‌رو شود که: «مکانیزم پیچیده‌ی احساسات مادری را که پس از سالها فرزند گمشده‌اش را می‌یابد و در حال گریه می‌خندد، از دیدگاه علمی در دو سطر شرح دهید!» (2 نمره)

        و اما برای اینکه بالاخره جوابی به سؤال شما داده باشم، تنها می‌توانم گفت: احساس من در لحظه‌های سرودن شعر، درست مثل احساس کسی است که در حال سرودن شعر است!

        می‌بینید که به این ترتیب دور، کامل شد.

 

ادامه دارد ...

منبع: تایپ شده توسط «چامه‌ای از نور» از کتاب:

گزینه اشعار، مرحوم قیصر امین‌پور، انتشارات مروارید، تهران: 1386، چاپ دوازدهم، ص 26 - 28


برچسب ها: قیصر امین پور ،

دنبالک ها: اندر تعریف شعر 1 ، اندر تعریف شعر 2 ، اندر تعریف شعر 3 ، اندر تعریف شعر 4 ، اندر تعریف شعر 5 ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic