تبلیغات
چامه ای از نور - اباالفضل امیرم
سه شنبه 28 دی 1389

اباالفضل امیرم

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :--- قمر بین هاشم س ،

اباالفضل،امیرم

امیر بی نظیرم

صفابخش ضمیرم

که جز عشق رخش در دل خسته نپذیرم

چه خوش باشد اگر باز زند با دو سه تیرم

که صیدش شوم و زیر قدمهاش بمیرم

زغیرش همه سیرم

دل از مهر خدایی اباالفضل نگیرم

علمدار اباالفضل

سپهدار اباالفضل

جهانگیر وجهاندار

بود دلبر و دلدار

مرا یار

مددکار

طپش های دل حیدر کرار

شده در حرم فاطمه پرگار

زنم جار

بود عشق شرر بار

بگوید سر دیوانه سر دار

سرم پر ز هوایش

دلم جای ولایش

غلامم به سرایش

همه هستی و دینم به فدایش

ربوده ز سر روح الامین عقل صدایش

بود محور عرش ازلی دست جدایش

حسین بن علی سوره توحید بخواند ز برایش

کسی نیست به پایش

به قربان نوایش

به قربان دعایش

دلم گشته خریدار بلایش

علمدار اباالفضل

سپهدار اباالفضل

زنم جار

به قربان دعایش

دلم گشته خریدار بلایش

به قربان گره بند قبایش

لقب باب حوائج

نسب باب حوائج

خداوند نجابت و ادب باب حوائج

دلم غرق کمالش

پریشان وصالش

دو ابروی هلالش

جمالش وکمالش

بود زینب کبری همه جا محو جمالش

دلم بنده نامش

گرفتار مرامش

که افتاده به دامش

نه حاتم نه سلیمان و نه لقمان

که موسی است غلامش

حسین است کلامش

ببین حسن ختامش

به زهراست سلامش

قیامت متجلی شود از وقت قیامش

تمامی بهشت است به نامش

زور بازوی علی باب الحوائج

ناصر دین نبی  باب الحوائج

بچه شیر مرتضی باب الحوائج

ای شهید علقمه باب الحوائج

ای عزیز فاطمه باب الحوائج