تبلیغات
چامه ای از نور - مطالب آذر 1390
چهارشنبه 30 آذر 1390

بلبلی امشب به ویران نغمه‌خوانی می‌كند

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :--- حضرت رقیّه س ،

بلبلی امشب به ویران نغمه‌خوانی می‌كند

تلخ‌كامی دیده و شیرین‌زبانی می‌كند

 

دعوت از مهمان بجا آورده در بزم یزید

وز وفای عهد مهمان قدردانی می‌كند

 

اشك و مژگان آب و جارو كرده آن ویرانه را

بین چه با احساس طفلی میزبانی می‌كند

 

دیده‌ی اخترشمارش بر پدر روشن شده ست

مه به روی دامن و اخترفشانی می‌كند

 

گرچه طفل است و زمانِ جست و خیز او ولی

شكوه چون پیران ز درد و ناتوانی می‌كند

 

گفت: بهر دیدن تو زنده ماندم تاكنون

مرگ دیر است از چه با من سرگرانی می‌كند؟

 

بهر ره رفتن زطفلانِ دگر گیرم كمك

كودكت جان بر لب است و سخت جانی می‌كند


برچسب ها: علی انسانی ،

یکشنبه 27 آذر 1390

عاقبت عاشقی

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :--- مسلم بن عقیل س ،

گر بر سر دارم، خبر از یار بیارید

بر كشته‌ من، جان دگر بار بیارید

 

آرید اگر مژده از آن نرگس بیمار

بهر دل بیمار، پرستار بیارید

 

با آنكه گل باغ وفا، بوی نكردید

بر من خبر از آن گل بی‌خار بیارید

 

زان فوج سپاهی كه مرا بود به همراه

یك یار به غیر از "در و دیوار " بیارید

 

بیهوده مرا سنگ زنید از در و از بام

من عاشق جان باخته‌ام، "دار " بیارید

 

خواهید اگر عاقبت عشق ببینید

فردا چو شود، روی به بازار بیارید


برچسب ها: علی انسانی ،

پنجشنبه 24 آذر 1390

آفرین قاسم من

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :--- فرزندان امام حسن ،

ای گل لاله ی من، سیزده ساله ی من

می روی و بروَد، بر فلک ناله ی من

آسمان اَبری و اشک، دل من باران ست

در کف مادر تو آینه و قرآن ست

آفرین قاسم من (2)

 

هم تو امید مَنی، هم یتیم حَسنی

از چه با رفتن خود، دل من می شِکنی

مرو ای گل که خزان موسم گل ریزان ست

در کف مادر تو آینه و قرآن ست

آفرین قاسم من (2)

 

هم زیادست عدو، هم غریبست عمو

گل من لب بگشا، به خسان رو تو بگو

پسر فاطمه آخر به شما مهمان ست

در کف مادر تو آینه و قرآن ست

آفرین قاسم من(2)

 

قاسم از خیمه، می رود میدان

نَجمه آورده، آینه قرآن

رَوَد آنکه مَهِ سَحرم بود

گل باغ حسن پسرم بود

خدا خدا خدا، خدا یتیم ام رفت(2)

 

مادرش کرده شانه مویش را

بوسه باران کرد، عمّه رویش را

گل لاله ی باغ حسن رفت

ز پیِ اش به خدا دل من رفت

خدا خدا خدا، خدا یتیم ام رفت(2)

 

مزد پیروزی بر عدو خواهد

جرعه ی آبی از عمو خواهد

گل من ز تو با خبرم من

به خدا ز تو تشنه ترم من

خدا خدا خدا، خدا یتیم ام رفت(2)

 

در کجایی تو، ای گل پَرپَر

بَدرقه کردی، شاید از اکبر

به جنان بُرو ای چَمَن آرا

بنشین به بَرِ گُل لیلا

خدا خدا خدا، خدا یتیم ام رفت (2)

 

بهر تو برپاست، مجلس شادی

نیزه ها ریزد نقل دامادی

جگرم ز غمت شده پاره

تو فتاده و جمله سواره

خدا خدا خدا، خدا یتیم ام رفت (2)

 

لاله گون بینم سنبل قاسم

در کف قاتل کاکل قاسم

مَه من ز چه روی زمینی

به بر عمو از چه نشینی

خدا خدا خدا، خدا یتیم ام رفت(2)


برچسب ها: علی انسانی ،

سه شنبه 22 آذر 1390

اى عمو فتح نمایان كردم

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :--- فرزندان امام حسن ،

اى عمو فتح نمایان كردم

دشمنان را همه حیران كردم

اى عمو در بر تو گویم فاش

آمدم تا كه بگیرم پاداش

تن بى‌تاب مرا تاب بده

مزد پیروزى من آب بده

تو كه جاى پدر من بودى

تو كه چون تاج سر من بودى

بشتاب و تن من پیدا كن

حكم سربازى من امضا كن

باغبان سوى میدان رو كن

گل پرپر شده‌ات را بو كن

بین چگونه به تو قربان شده‏‌ام

پایمال سم اسبان شده‌ام

اى گل پرپر بدست كیستى

بوى تو مى‏آید و خود نیستى

گشته از زخم فزون بانگ تو كم

یا عسل چسبانده لبهایت بهم

من نگویم با عمو كن گفتگو

لب گشا یكبار و یك عمو بگو


برچسب ها: علی انسانی ،

پنجشنبه 17 آذر 1390

زن و پیغمبری؟ الله اکبر !

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :--- بعد از شهادت ،

دلش دریای صدها کهکشان صبر

غمش طوفان صدها آسمان ابر

 

دو چشم از گریه همچون ابر خسته

ز دست صبرِ زینب، صبر خسته

 

صدایش رنگ و بویی آشنا داشت

طنینِ موج آیات خدا داشت

 

زبانش ذوالفقاری صیقلی بود

صدا، آیینه‌ی صوت علی بود

 

چه گوشی می‌کند باور شنیدن؟

خروشی این چنین مردانه از زن

 

به این پرسش نخواهد داد پاسخ

مگر اندیشه‌ی اهل تناسخ

 

حلول روح او، در جسم زینب

علیِّ دیگری با اسم زینب

 

زنی عاشق، زنی اینگونه عاشق

زنی، پیغمبرِ قرآن ناطق

 

زنی، خون خدایی را پیامبر

زن و پیغمبری؟ الله اکبر !


برچسب ها: قیصر امین پور ،

چهارشنبه 9 آذر 1390

زاویه متفاوت

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    

زاویه های متفاوت را از دست ندهید !
نگاهی متفاوت به مسائل اعتقادی، حقوقی، فرهنگی در حیطه های فردی و اجتماعی


یکشنبه 6 آذر 1390

مسافر سرگردان

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :--- حلول ماه محرم ،

باز این چه نواست، وز کجا می‌آید؟

کاین نغمه به گوش آشنا می‌آید

یا رب چه غبار دلنشینی است که باز

بر لوح دل از خاطره‌ها می‌آید

این کیست، که از قصه‌ی پر غصه‌ی او

غمهای دگر، به انتها می‌آید؟

این کیست، که بر پرده‌ی دل چنگ زند

کز شور غمش، دل به نوا می‌آید؟

این کیست، که از شتاب چرخ عمرش

گرد غم و طوفان عزا می‌آید؟

این کیست، که از شعار آزادی او

بر گوش مجاهدان، ندا می‌آید؟

این کیست، که هر کس شنود نامش را

با چشم تر و  نوحه سرا می‌آید؟

این کیست، که هر جا گذرد همچو بهار

بوی گل سرخ، از فضا می‌آید؟

این کیست، که حج خویش ناکرده تمام

لبیک به لب، به نینوا می‌آید؟

خود در دل عاشقان حق می‌جوشد

یک لاله عُذار حق‌نما می‌آید

از شهر نبی، مسافری سرگردان

با قافله‌اش به کربلا می‌آید

این عاشق سرگشته حسین است حسین

کاینجا به مشیّت خدا می‌آید

این ذبح عظیم است که از بیت خدا

با جمله عزیزان به منا می‌آید

اکبر به شتاب از پی ثار الله

با قلب حسین، پا به پا می‌آید

قاسم که درین سفر به جای حسن است

آید به نظر که مجتبی می‌آید

عباس به پاس محمل خواهر خویش

چون سایه‌ی زینب ز قفا می‌آید

گر جنگ و ستیز است خدایا در پیش

پس دختر زهرا به کجا می‌آید؟

کس نیست حسانا که بپرسد ز رُباب:

با اصغر ششماهه چرا می‌آید؟

حسان چایچیان / خلوتگاه راز


برچسب ها: حسان ،