تبلیغات
چامه ای از نور - مطالب امام علی ع
دوشنبه 23 آبان 1390

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی

نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی

چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری

هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری

چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری

به کدام کس مثلت زنم که بود مثال تو یا علی

توئی آن که غیر وجود خود به شهود و غیب ندیده ای

همه دیده ای نه چنین بود شه من تو دیده دیده ای

فقرات نفس شکسته ای سبحات وهم دریده ای

ز حدود فصل گذشته ای به صعود وصل رسیده ای

ز فنای ذات به ذات حق بود اتصال تو یا علی

چو عقول و افئده را نشد ملکوت سر تو منکشف

ز بیان وصف تو هر کسی رقم گمان زده مختلف

همه گفته اند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف

فُصحای دهر به عجز خود ز ادای وصف تو معترف

بُلغای عصر به نطق خود شده اند لال تو یا علی

توئی آن که در همه آیتی نگری به چشم خدای بین

توئی آن که از کشف الغطا  نشود تو را  زیاده یقین

شده از وجود مقدّست همه سِرِّ کَنز خفا مبین

زچه رو دم از انا ربکم نزنی بزن به دلیل این

که به نور حق شده منتهی شرف کمال تو یا علی

توئی آن که مستی ما خلق شده بر عطای تو مستدل

ز محیط جود تو منتشر قطرات جان رشحات دل

به دل تو چون دل عالمی، دل عالمی شده متصل

نه همین منم ز تو مشتعل، نه همین منم به تو مشتغل

دل هر که می نگرم در او، بود اشتعال تو یا علی

به می خم تو سرشته شد گل کاس جان سبو کشان

ز رحیق جام تو سر گران سر سر خوشان دل بیهشان

به پیاله دل عارفان شده ترک چشم تو می فشان

نه منم ز باده عشق تو هله مست و بیدل و بی نشان

همه کس چشیده به قدر خود ز می زلال تو یا علی

توئی آن که سدره منتهی بودت بلندی آشیان

رسد استغاثه قدسیان به درت ز لانه بی نشان

به مکان نیایی و جلوه ات به مکان ز مشرق لا مکان

چو به اوج خود رسیده ای ز علوّ قدر و سُمُوشان

همه هفت کرسی و نه طبق شده پایمال تو یا علی

نه همین بس است که گویمت به وجود جود مُکرّمی

نه همین بس است که خوانمت به ظهور فیض مُقدّمی

تو منزهی ز ثنای من که در اوج قدس قدم نهی

به کمال خویش معرفی به جلال خویش مسلمی

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی

توئی آن که میم مشیتت زده نقش صورت کاف و نون

فلک و زمین به اراده ات شده بی سکون شده با سکون

به کتاب علم تو مندرج بود آن چه کانَ و ما یکون

توئی آن مصور ما خلق که من الظواهر و البطون

بود این عوالم کن فکان، اثر فعال تو یا علی

تو همان درخت حقیقتی که در این حدیقه دنیوی

ز فروغ نور تو مشتعل شده نار نخله موسوی

انا ربکم تو زنی و بس به لسان تازی و پهلوی

ز تو در لسان موحدین بود این ترانه معنوی

که انا الحق است به حقِّ حق ثمر نهال تو یا علی

توئی آن تجلی ذوالمنن که فروغ عالم و آدمی

ز بروز جلوه ما خَلَق به مقام و رتبه مُقدّمی

هله ای مشیت ذات حق که به ذات خویش مسلمی

به جلال خویش مجلّلی ز نوال خویش منعمی

همه گنج ذات مقدست شده ملک و مال تو یا علی

تو چه بنده ای که خدائیت ز خداست منصب و مرتبت؟

رسدت ز مایه بندگی که رسی به پایه سلطنت

احدی نیافت ز اولیاء چو تو این شرافت و منزلت

همه خاندان تو در صفت چو تواند مشرق معرفت

شده ختم دوره ی علم و دین به کمال آل تو یا علی

تو همان ملیک مهیمنی که بهشت و جنت و نه فلک

شده ذکر نام مقدست همه ورد اَلسنه ملک

پی جستجوی تو سالکان به طریقت آمده یک به یک

به خدا که احمد مصطفی به فلک قدم نزد از سمک

مگر آن که داشت در این سفر طلب وصال تو یا علی

توئی آن که تکیه سلطنت زده ای به تخت موبدی

به فراز فرق مبارکت شده نصب تاج مخلدی

ز شکوه شان تو بر ملا جلوات عز ممجدی

متصرف آمده در یدت ملکوت دولت سرمدی

تو نه آن شهی که ز سلطنت بود اعتزال تو یا علی

توئی آن که ذات کسی قرین نشده است با احدیتت

توئی آن که بر احدیتت شده مستند صمدیتت

نرسیده فردی و جوهری به مقام منفردیتت

نشناخت غیر تو هیچ کس ازلیتت ابدیتت

تو چه مبدای که خبر نشد کسی از مآل تو یا علی

تو که از علایق جان و تن به کمال قدس مجردی

تو که بر سرائر معرفت به جمال اُنس مخلدی

تو که فانی از خود و متّصف به صفات ذات محمدی

به شئون فانی این جهان نه معطلی نه مقیدی

بود این ریاست دنیوی غم و ابتهال تو یا علی

تو همان تجلی ایزدی که فراز عرشی و لا مکان

دهد آن فواد و لسان تو ز فروغ لوح و قلم نشان

خبری ز گردش چشم تو حرکات گردش آسمان

تو که رد شمس کنی عیان به یکی اشاره ابروان

دو مسخر آمده مهر و مه هله بر هلال تو یا علی

هله ای موحد ذات حق که به ذات معنی وحدتی

هله ای ظهور صفات حق که جهان فیضی و رحمتی

به تو گشت خلقت کن فکان که ظهور نور مشیتی

چو تو در مداین علم حق ز شرف مدینه حکمتی

سیلان رحمت حق بود همه از جبال تو یا علی

بنگر فواد شکسته را به درت نشسته به التجا

به سخا و بذل تواش طمع به عطا و فضل تواش رجا

اگرش برانی از آستان کُند آشیان به کدام جا؟

ز پناه ظل وسیع تو هم اگر رود برود کجا؟

که محیط کون و مکان بود فلک ظلال تو یا علی


برچسب ها: فؤاد کرمانی ،

پنجشنبه 4 آذر 1389

از الف تا یا علی است

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

از الف اول امام از بعد پیغمبر علی است

آمر امر الهی شاه دین‌پرور علی است

ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق

بحر احسان باب لطف بی‌حد و بی‌مر علی است


ادامه شعر

برچسب ها: صغیر ،

چهارشنبه 3 آذر 1389

که من شهر علمم علیم در است

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

ایا شاه محمود كشور گشای

ز كس گر نترسی بترس از خدای

كه پیش تو شاهان فراوان بدند

همه تاجداران كیهان بدند


ادامه شعر

برچسب ها: فردوسی ،

چهارشنبه 3 آذر 1389

علی گویم علی جویم

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

مرا در تن بود تا جان علی گویم علی جویم

بجنبد تا رگم در جان علی گویم علی جویم

ز پیدا و ز پنهانم همین یك حرف را دانم

كه در پیدا و در پنهان علی گویم علی جویم


ادامه شعر

برچسب ها: موافق ،

سه شنبه 2 آذر 1389

علی بود

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

تا صورت پیوند جهان بود، علی بود

تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود

سلطان سخا و کرم و جود، علی بود


ادامه شعر

برچسب ها: مولوی ،

سه شنبه 2 آذر 1389

مدح امیرالمؤمنین در عید غدیر

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

باده بده ساقیا ولی زخم غدیر

چنگ بزن مطربا ولی بیاد امیر

تو نیز ای چرخ پیر بیا ز بالا به زیر

داد مسرّت بده ساغر عشرت بگیر


ادامه شعر

برچسب ها: غروی اصفهانی ،

پنجشنبه 11 شهریور 1389

شب و علی

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است

دل شب محرم سرّالله است


ادامه‌ی شعر

برچسب ها: شهریار ، بهجتی اردکانی (شفق) ،

چهارشنبه 10 شهریور 1389

ده بند در رثاء امیرالمؤمنین علیه‌السلام

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

بند سوم

زمین از چیست خوان غصّه و غم؟

ز مرگ کیست پشت آسمان خم؟

بسیط خاک تا ایوان افلاک

محیط ناله و آه است و ماتم


ادامه‌ی شعر

برچسب ها: غروی اصفهانی ،

سه شنبه 9 شهریور 1389

همای رحمت

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را


ادامه‌ی شعر

برچسب ها: شهریار ،

دوشنبه 8 شهریور 1389

یا علی

   نوشته شده توسط: ابوالحسن بیاتی    نوع مطلب :امام علی ع ،

ز لیلی هم شنیدم «یا علی» گفت

به مجنون چون رسیدم «یا علی» گفت

مگر این وادی دارالجنون است

كه هر دیوانه دیدم «یا علی» گفت


ادامه‌ی شعر